ذهن و مغز عجیب ترین عضو وجود هر آدمیست
که هر چه در چیستی آن فرو میروی
همانقدر متحیر ، همانقدر انگشت به دهان
به کار خود و جهانت میمانی ...
مثل همین آهنگ وبلاگ ، empty sky
سراسر غرق در نتها و سکوت میانشان میشوی
گویی به جای هر نت سکوت ،
ذهنت میخواهد قالب بهم بزند عصیان کند
خود را از بند همنوایی گاها پوچ و بیهوده ی منظم!
رهایی بخشد و خود سکان قطعه را دست بگیرد...
گویی ذهن مرکب خویش میجوید
چه مرکبی نجیب تر از اصوات ..
فکر میکنم...
فکر میکنم به همه خودم!
چه عاشقانه از فلسفه هستیِ زندگی ناکرده
زندگی کرده
گرهی گشود !
آنجا که "کور عرب ماهنسیِ عالیم قاسمف
را برایم نجوا کرد ...
و شب
پنجره
نگاه به آسمان .. "
هزار سال هم بگذرد ، من مومنم
مومن به روحی که از آن
" سمفونی مقدسی به صدا در آمد .."
آنچنان که حتی زخمه دوران به ساز وجود
نوایی ماندگار میشود
قداست دارد جانم ...
جهان که ماندنی نیست !
حکایت سنگ رودخانه و آب ...
جهان آب ست و ...
بگو اگر هزار سال دیگر مرا نبش قبر کنند
سمفونی مقدس به رهبری چنار...
چنار روبروی سینما
به همنوایی ارکستری بی نظیر از
شوق
شور
احساس
شعور
معرفت
نگاه .. آه که نگاه...
؛ از گورم شنیده میشود
چه روزی باشد آن روز ....
موسیقی همیشه تکوینی ترین آیه از آیات معرفت به
آن بی انتهایی بوده که هنوزم شگفت انگیز و
هنوزم اکبر تا همیشه مهیمن ست
.
.
پ.ن:
شوق عمیقی به لحظه ها دارم ، یار و همسفر خوب برای گذر ازین محنت سرای بی بنیان ، شاید درین جهان سخت ، تمام ماجراست .
زندگی علیرغم تمام تلخی ها و رنجهایش ، همیشه برایم عزیز بوده و هست همه ی ان تنهایی ها همه آن طعنه ها همه آن در انزوا بدرد مردنها ..و .. و... همه و همه زیباترین هارمونی های این سمفونی عظیم ماهیت ِ کارکترم را ساختند و البته جز برهه ی سیاه و منحوس دوساله ای که شاید نقطه تهوع اور شخصیتی و تباهی روح و شان انسانی ام بوده ؛ سوای این بابت درام سنگین زندگی ام ، با فرجامی بنفش
برچسب:
نویسنده: آرشان محمودی